میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

میوه دل

خاطرات مشهد

1390/9/1 1:49
نویسنده : مامان سمیرا
211 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسرم میدونم چند وقته نتونستم واست بنویسم ازت عذر میخوام آخه خودت که میدونی سرم کلی شلوغه . جونم برات بگه هفته پیش شب سه شنبه که شب قبل عید غدیر بود رفتیم بله برون پسرعموی مامان و شما پسر خوبی بودی و اصلا اذیت نکردی و برای اولین بار توی سروصدا خوابیدی اینم یکی از عجایب بود از بس خسته بودی . فرداش روز عید غدیر به سمت مشهد حرکت کردیم و کلی مامانی ذوق داشت که داریم میریم مشهد چون مامان مشهد رو خیلی دوست داره شب خونه عمو اکبر مهمونی خاله سحر بود و شما کلی خوش تیپ شده بودی با لباسای قشنگت   اما از فرداش گرفتاری هامون شروع شد اولش که شما سرما خوردی و بابایی حساسیت پیدا کرد و آبریزش داشت و من هم مسموم شده بودم و حالم بد بود بلاخره اصلا از مسافرتمون چیزی حالیمون نشد  و کلی ضدحال خوردیم و روز جمعه هم برگشتیم .   

 
 
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد